جمال الدين محمد الخوانساري

221

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

اعتماد بر يكديگر نكنند در خدمت تو يعنى هر گاه هر يك خدمت خاصّى داشته باشند كه خصوص آن از أو طلب شود هر يك در كار خود اهتمام كنند وحواله بديگرى نكنند بخلاف اين كه هرگاه چنين نباشد هر يك حواله بديگرى كند وبه هر يك كه كسى اعتراض كند كه چرا فلان خدمت را نكردى ؟ گويد : كه چرا ديگرها نكردند ، يا گويد كه : من گمان داشتم كه ديگرها آن را بكنند . 2433 اجعل الدّين كهفك والعدل سيفك تنج من كلّ سوء وتظفر على كلّ عدوّ . بگردان دين را پناه خود ، وعدالت ودادگرى را شمشير خود تا رستگارى بيابى از هر بدئى وفيروزى بيابى بر هر دشمنى ، ودر بعضي نسخه‌ها « تظهر » بدل « تظفر » واقع شده وبنا بر اين ترجمه اين است كه « وغلبه كنى بر هر دشمنى » . 2434 اقبل على نفسك بالادبار عنها . رو كن بر نفس خود بپشت گردانيدن از آن ودر بيان معنى اين كلام فرموده‌اند : اعني ان تقبل على نفسك الفاضلة المقتبسة من نور عقلك الحائلة بينك وبين دواعي طبعك وأعنى بالادبار الادبار عن نفسك الامّارة بالّسوء المصافحة بيد العتوّ . مىخواهم من اين كه رو آورى بر نفس خود كه افزون مرتبه است ، وروشنى گيرنده است از نور عقل تو ، ومنع كننده است ميانهء تو وميانهء خواهشهاى طبع تو ، ومىخواهم برو گرداندن رو گرداندن از نفس تو كه بسيار امر كننده است ببدى ومصافحه كننده است بدست عتوّ يعنى تكبّر يا تجاوز از حدّ « مصافحه با كسى » بمعنى گرفتن دست اوست وممكن است كه مراد اين باشد كه مصافحه كند با مردم بدست عتوّ يعنى از روى تكبّر يا تجاوز از حدّ يا مراد بعتوّ در اينجا ظلم وستم باشد ومراد اين باشد كه بحسب ظاهر با مردم مهربانى كند وبا ايشان مصافحه